1 - نانوا ، نان رسان ترین آدم است.
2 - سايهام ، سينهخيز تعقيبم مي كند.
3 - قفس ، گشاد ترين لباس ِ پرنده است.
4 - هم دلي را در قطرات ِ آب ِ اقيانوس يافتم.
5 - عُمر ، صرف ِ «زمان ِ حال ِ ساده» ميشود.
6 - آدم ِ خودشيرين ، با جواز ِ قنادي به دنيا ميآيد.
7 - چشمم آب ِ سياه آورده ، روزها چراغ روشنميكنم.
8 - دندان پزشك آمپول ِ بيحسي زد ، ميناي ِ دندانمازهوشرفت.
9 - تاجر ِ فضانورد ، عاشق ِ سفر به ستارهي مشتري است.
10- قيمتيترينسنگيكهاستخراجكردهام ، سنگكليهام بوده.
11- براي ِ خواب ِ غفلتم ، نرمترين بسترم را پهن کرده ام.
12- درآسمان ِ خيالم ، تمام ِ مرغانحسرت در پروازند.
13- عقربهي ساعت ِ مردگان ، معكوسكار مي كند.
14- دكانخراطي ، سوناي ِ خشك ِ درخت است.
15- کار ِ ماهي گير ، تور زدن ِ ماهيها است.
بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد.
1 - چتر ، تو سري خور ِ باران است.
2 - قارچ ، با كلاه ايمني به دنیا می آید.
3 - قيچي ، برش دار ترين وسيله است.
4 - دهانم لق شده ، بايد آچار كشيشود.
5 - ميناي ِ دندانم پير شده ، پر سياه در آورده.
6 - درطباخي ، جایگاه ِ مغز و زبان متفاوت است.
7 - سينماي صامت ، برای ناشنوا راه اندازی شده.
8 - رخت ِ آخرتم را بر چوب رختي عزراييلمي آويزم.
9 - روياي ِ نابينا ، بينخوابوبيداريتقسيممي شود.
10- سال سپری شد ، تقويم ِ عمرم معكوسكشید.
11- براي ِ گرفتن ِ زهرچشم ، به انستيتو رازي رفتم.
12- هنگام ِ خشك سالي ، ماهي روزهي آب می گیرد.
13- ازمحلكار مورختا پيش گو ، گاهيهزاران سالراه است.
14- ساعتها هنگام ِ عروسي ، برسر ِ يكديگر ثانيهميريزند.
15- همهي ماههاي ترك ِ تحصيلكرده ، سه ماه تعطيلي است.
بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد.
۱ - بال ِ پرنده ، بوي ِ پرواز مي دهد.
۲ - شب نامه ، روزنامهي ياغي است.
۳ - وقتي خوابم ، سايهام چرت ميزند.
۴ - چكهي نگاهم را با عينك آفتابي ايزوگام كردم.
۵ - عمر ِ بادبادك ، بر شانههاي باد طي ميشود.
۶ - قلاب ِ ماهي گیری ، نوعی تور ِ انفرادي است.
۷ - فنرخاصيت ِ ارتجاعيش را از دست داد ، روشنفكرشد.
۸ - درخانه تكاني ِ وجودم ، پردههايگوشم را تعويض كردم.
۹ - فيلم نامه ی عمر ، تنها دو سكانس ِ خواب و بيداري دارد.
۱۰- آرايشگر هنگام ِ اصلاح ، كلاه مشتري اش را برميدارد.
۱۱- لبخند ِ تلخيداشت ، درفكرشسيانور رخنهكرده بود.
۱۲- جلاد ، مجرم را «سرزده» به ديار ِ باقي مي فرستد.
۱۳- ماهي هنگام ِ سفر با «تور» وصيتنامه نوشت.
۱۴- از گوشم با كشيده ی محکم پردهبرداريكردند.
۱۵- آتش بر پا كردم ، پشم و پيلم سوخت.
بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد.
۱ - قفسي كه آلزايمر ميگيرد ، خانهي اميد ِ پرندگان مي شود.
۲ - درخت ِ هميشهسبز ، از خواب ِ زمستانيگريزان است.
۳ - آدم ِ لج باز ، در تمام طول سفر با يك دنده مي راند.
۴ - پولسازترين آدم ها ، در «ضرابخانه» كارمي كنند.
۵ - ماهيها بعدازمرگ ، مراسمآب سپاريدارند.
۶ - شيشهي عمر ِ پرنده ، بوي پرواز ميدهد.
۷ - سايهام بدون اجازهام ، آب نمي خورد.
۸ - بی مهره گان ، به واشر نياز ندارند.
۹ - هنگام ِ پيري ، ارتفاعاتمسفيدپوششد.
۱۰- ناشنوا ، از خودشهم حرف شنوي ندارد.
۱۱- عشق ، مامور ِ ايست و بازرسي قلبم شد.
۱۲ - فنرهاي تختخوابم ، شب خيليبد مي خوابند.
۱۳- سرباز ِ عاشق ، به پرچم گل نيز احترام مي گذارد.
۱۴- حضرت ِ عزراييل ، ُسرايندهي «غزل خداحافظي» است.
۱۵- ميرغضب ، آرايشگري استكهسر را ازگردن اصلاحميكند.
بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد.
