کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس

دل نوشته های حسین ناژفر                                                                             

1  - نان‎وا  ، نان رسان ترین آدم است.

2  - سايه‎ام ، سينه‎خيز تعقيبم ‎مي‎ كند.

3  - قفس ، گشاد ترين لباس  ِ پرنده است.

4  - هم دلي را در قطرات ِ آب ِ اقيانوس يافتم.

5  - ‎عُمر ، صرف  ِ «زمان  ِ حال ِ ساده» مي‎شود.

6  - آدم  ِ خودشيرين ، با ‎جواز  ِ قنادي ‎به دنيا مي‎آيد.

7  - چشمم آب  ِ‎ سياه آورده ، ‎روزها ‎چراغ ‎روشن‎مي‎كنم.

8  - دندان پزشك آمپول ِ بي‎حسي زد ، ميناي  ِ‎ دندانم‎ازهوش‎رفت.

9  - تاجر  ِ فضا‎نورد ، عاشق  ِ سفر به ستاره‎ي مشتري است.

10- قيمتي‎ترين‎سنگي‎كه‎استخراج‎كرده‎ام ، سنگ‎كليه‎ام بوده.

11- براي  ِ خواب ِ غفلتم ، نرم‎ترين بسترم را پهن‎ کرده ام.

12- درآسمان  ِ خيالم‎ ، تمام  ِ ‎مرغان‎حسرت در  ‎پروازند.

13- عقربه‎‎ي ساعت  ِ مردگان ، ‎معكوس‎كار مي‎ كند.

14- دكان‏خراطي ، سوناي  ِ ‏خشك  ِ درخت است.

15- کار  ِ ماهي گير ، تور زدن  ِ ماهي‎ها‎ است.

 

بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد. 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 9:21 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

1  - چتر ، تو سري خور  ِ باران است.

2  - قارچ ، با كلاه ايمني به دنیا می آید.

3  - قيچي ، برش دار ترين  وسيله است.

4  - دهانم لق شده ، بايد آچار كشي‎شود.

5  - ميناي  ِ ‎دندانم پير شده ، پر سياه در ‎آورده.

6  - درطباخي ،‎ جایگاه  ِ مغز و زبان متفاوت است.

7  - سينماي صامت ، برای ناشنوا راه اندازی شده.

8  - رخت ِ آخرتم را بر چوب رختي عزراييل‎مي آويزم.

9  - روياي ِ ‎نابينا ، بين‎خواب‎وبيداري‎تقسيم‎مي شود.

10- سال سپری شد ، تقويم  ِ عمرم ‎معكوس‎‎كشید.

11- براي  ِ گرفتن  ِ زهرچشم ، به انستيتو رازي رفتم.

12- هنگام  ِ خشك سالي ، ماهي روزه‎ي آب می گیرد.

13- ازمحل‎كار مورخ‎تا پيش گو ، گاهي‎هزاران سال‎راه است.

14- ساعت‎ها‎ هنگام  ِ عروسي ، برسر  ِ يكديگر ثانيه‎مي‎ريزند.

15- همه‎ي ماه‎هاي ترك  ِ تحصيل‎كرده ،  سه ماه تعطيلي است.  

 بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد.

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 11:12 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

۱  - بال  ِ پرنده ، بوي  ِ پرواز مي دهد.

۲  - شب نامه ، روزنامه‎ي ياغي است.

۳  - وقتي خوابم ، سايه‎ام چرت مي‎زند.

۴  - چكه‎ي نگاهم را با عينك آفتابي ايزوگام ‎‎كردم.

۵  - عمر  ِ بادبادك ، بر شانه‎هاي باد طي مي‎شود.

۶  - قلاب ِ ماهي گیری ، نوعی تور  ِ انفرادي‎ است.

۷  - فنر‎‎‎خاصيت  ِ‎ ارتجاعيش‎ را از دست‎ داد ، روشن‎فكر‎‎شد.

۸  - درخانه ‎تكاني ‎ ِ وجودم ، پرده‎هاي‎گوشم را تعويض كردم.

۹  - فيلم نامه ی ‎عمر ، تنها ‎دو سكانس  ِ خواب و بيداري‎ دارد.

۱۰- آرايش‎گر هنگام  ِ اصلاح ، كلاه ‎مشتري اش‎ را ‎برمي‎دارد.

۱۱- لبخند   ِ تلخي‎داشت ، درفكرش‎سيانور رخنه‎كرده ‎بود.

۱۲- جلاد ، مجرم را «سرزده» به ديار  ِ باقي مي فرستد.

۱۳- ماهي‎ هنگام  ِ سفر ‎با «تور» ‎وصيت‎نامه نوشت.

۱۴- از گوشم با كشيده ی محکم  ‎پرده‎برداري‎كردند.

۱۵- آتش بر پا كردم ، پشم و پيلم ‎سوخت.

 

بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد. 

نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 8:42 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

۱  - قفسي كه آلزايمر مي‎گيرد ، خانه‎ي ‎اميد  ِ ‎پرندگان ‎مي ‎شود.

۲  - درخت ِ هميشه‎سبز ، از خواب  ِ زمستاني‎گريزان است.

۳  - آدم  ِ لج باز ، در تمام طول سفر با يك دنده مي راند.

۴  - پول‎سازترين آدم ها ، در «ضرابخانه» كارمي كنند.

۵  - ماهي‎ها ‎بعدازمرگ ، مراسم‎آب سپاري‎دارند.

۶  - شيشه‎ي عمر  ِ پرنده ، بوي ‎پرواز مي‎دهد.

۷  - سايه‎ام بدون اجازه‎ام ، ‎آب ‎نمي ‎خورد.

۸  - بی مهره گان ، به واشر نياز ندارند.

۹  - هنگام  ِ پيري ، ارتفاعاتم‎سفيدپوش‎‎شد.

۱۰- ناشنوا ، از خودش‎هم حرف شنوي ندارد.

۱۱- عشق ، مامور   ِ ايست و بازرسي قلبم شد.

۱۲ - فنر‎هاي‎ تخت‎خوابم‎ ،  شب ‎خيلي‎بد مي خوابند.

۱۳- سرباز‎  ِ عاشق ، به پرچم گل نيز احترام مي‎ گذارد.

۱۴- حضرت  ِ عزراييل ، ُسراينده‎ي «غزل خداحافظي» است.

۱۵- ميرغضب ، آرايش‎گري است‎كه‎سر را ازگردن اصلاح‎مي‎كند. 

بازنشرمطالب این وبلاگ باذکرمنبع و اطلاع مدیر وبلاگ مجاز ميباشد.

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 8:10 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات