کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس

دل نوشته های حسین ناژفر                                                                             

بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد

1  - دانشجو معتاد شد ، واحدهای عملی بر داشت.

2  - خودپرداز هيچ بانكي «حقوق بشر»را پرداخت نمي كند.

3  - تنبل ، شیپور جنگ نرم را در رختخواب می نوازد.

4  - باران ، زبان  ِ ناودان را باز کرد.

5  - خیاط کهنه کار ، پیراهن نو می دوزد.

6  - آب تشنه بود ، سر در خود فرو برد.

7  - بالیدن ، آرزوی پرنده ی در بند است.

8  - کفش فقیر با لبخند ، اشک او را در آورد.

9  - فصل اتحاد همان فصل محرک ریاضیات است.

10- مرخصی اجباری قلم با فقر فرهنگی آغاز شد.

11- با ادب ترین دزدی که دیدم ، سارق ادبی بود.

12 - خواب زمستانی بهار ، از تابستان آغاز می شود.

13 - برج ساز گفت: از سر این برج تا آن برج فرج است.

14 - ارتباطات رادیویی هم گاهی نا مشروع از آب در می آیند.

15 - شیرین ترین نوایی که شنیدم از دهان نی شکر بود

16 - در «آی سی یو» ، عزرائیل به بیمار گفت: «آی سی یو».

17 - شاعران با مشاعره وگروهی بامشاجره عمر می گذرانند.

18 - ترك تحصيل‎كرده،همه‎ي ماه‎هايش سه ماه تعطيلي شد.

19 - بیمار «رادیو دارو» خورد ، موج اش عوض شد.

20 - آدم ها در بورس با هم کورس می گذارند.

21 - مرگ ، بازی خداحافظی آدم ها است.

22 - فقر ، دهان کفش را هم باز کرد.

لینک تصویرکاریکلماتور در مجله طنز و کاریکاتور بچه مشد - مهرماه

دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)

 


نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:0 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد

1  - بی کله ای سر شناس شد.

2  - زمین خوار ، زمین نمی خورد.

3  - ردیف شغلی بوی نان می دهد.

4  - مرد به «زن» ، سوء «ظن» پیدا کرد.

5  - بنده زاده همان آقازاده ی فقیر است.

6  - بی انصاف ، نام دکانش را «عدالت» گذاشت.

7  - آتش بس ، تفنگ و تفنگچی را بازنشسته کرد.

8  - سبیل باج گیر نفتی را با وازلین چرب می کنند.

9  - «سایت غنی سازی» ، آخرین امید  ِ فقیر است.

10 - بهترین «مدافع حقوق بشر» در نوک حمله بازی می کند.

11 - حق و حساب ، بدون حرف حساب گرفته می شود.

12 - آسیاب دشمن سال ها است که برقی شده است.

13 - چپ اش پر بود ، به فکر پر کردن راست اش افتاد.

14 - دسته تبر ، کوفی ترین خویشاوند درخت است.

15 - فرصت طلب ، سوراخ دعا را روی هوا می زند.

16 - آبگوشت اهل قلم  ِ متعهد ، گوشتی ندارد.

17 - آدم  ِ بي كله ، دهاني براي گفتگو ندارد.

18 - «آپارتاید»ی با «سیاه» زخم جان سپرد.

19 - آينه ي عبرت ِ معتاد ، غبار گرفته است.

20 - رکود ، ناظم صف بی کاران شد.

PDF کاریکلماتورهایم در (دو هفته نامه کشیده) ضمیمه روزنامه جوان    

 ودر  سایت لوح بخوانید سری 61 کاریکماتورهایم را

مشاهده آثارم در وبلاگ شهرنویسان (انجمن وبلاگ نویسان شهری)

دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 9:59 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات