کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس

دل نوشته های حسین ناژفر                                                                             

بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد

 

کوتاه با حسین ناژفر ، کاریکلماتوریست

بعد ها فهمیدم از کله گنده ها بوده ام


« حسین ناژفر » ، متولد 1334 در تهران است و سال هاست « کاریکلماتور »  می نویسد ، خودش می گوید : « در خانواده ای مذهبی ، هنرمند و کارگر به دنیا آمده ام ، از تولدم چیزی به خاطر ندارم ، مادر خدا بیامرزم همیشه می گفت : موقع به دنیا آمدن تنی نحیف و کله ای بزرگ داشته ام ، بعد ها فهمیدم از کله گنده ها بودم ، نه از بی کله ها ، البته داشتن کله هم مشکلات خاص خود را دارد ، از جمله ، کلاه برداری و کلاه گذاری ! چهارمین فرزند و دومین پسر خانواده ام ، محل تولدم ؛ تهران ، کوچه ی سنگ کوب ، میدان امام حسین ( فوزیه سابق ) است » . و در ادامه ، پیرامون « کاریکلماتور » می نویسد :

« کاریکلماتور ، گونه ای از نثر معاصر است . این واژه از دو کلمه « کاریکاتور » و « کلمه » مشتق شده است و از 21 خرداد 1346 در نشریه ی « خوشه » ، به سردبیری احمد شاملو بود که علی رغم مخالفت های بعضی از افراد ، مبنی بر ساختار جعلی این ترکیب ، خیلی زود جای خود را در ادبیات باز کرد .

در حقیقت ، « کاریکلماتور » ، گونه ای از طنز ترسیمی و کاریکاتور است که با واژه ها بیان می شود و انواع گوناگون و موضوع های متنوع اخلاقی ، اجتماعی ، عاشقانه و ... را در بر می گیرد . « کاریکلماتور » ، نوعی موسیقی درونی دارد و عنصر تخیل هم در آن ، موج می زند ؛ هدف از خلق آن ، تنها خنداندن مخاطب نیست ، گاهی کاملا جدی است ؛ به طوری که نیش زهرآگین آن را می توان حس کرد .

کاریکلماتور را می توان به دو نوع فکاهی و جدی تقسیم کرد ، از نمونه کاریکلماتورهای جدی : « سکوت عاشق شنیدن است » و از نمونه های فکاهی : « موش ، غذای متحرک گربه است » را می توان نام برد » .

آثارش کم و بیش در روزنامه ها و مجلات : شهرآرا ( مشهد ) ، روزنامه قدس خراسان ، ماهنامه ی گل آقا ،  مجله پیوند ( ماهنامه ی آموزش و پرورش ) و روزنامه ی آفرینش ( بخش اجتماعی شاپرک ) تا کنون منتشر شده است .

از سال 90 با مجلات طنز « دو هفته نامه ی کشیده »  و « بچه مشد » ، « طنز و کارتون خط خطی » همکاری کرده است که این همکاری با مجله ی طنز « بچه مشد » ، همچنان ادامه دارد .

عضو رسمی و از موسسین انجمن ادبی شهرداری تهران است و می گوید : « عاشق شرکت در نشست های ادبی و طنز هستم ، در محفل طنز حلقه ی رندان و شکر خند و بعضی از محافل ادبی دیگر نیز حضور پیدا می کنم ، یادم رفت بگویم خیلی از دل نوشته هایم بدون خبر و اجازه ی من ، توی سایت ها و نشریات مختلف چاپ شده اند » . تقریبا از سال 85 تا امروز ، سایت آهو ( آهو نامه ) ، در بخشی تحت عنوان : کاریکلماتور ، هر روز به طور تصادفی و با اجازه من ، یک خط از کاریکلماتورهای مرا روی صفحه ی مجازی به نمایش در می آورد

 نمونه هایی از کاریکلماتور های حسین ناژفر 


عاشق طاس مو شکاف هستم .

بعضی از پیر ها ، آلزایمر بخیر می شوند .

درخت با چتر سوراخ به دیدار باران می رود .

لطیف ترین شاهدی که دیدم ، دم روباه بود .

خاصیت ازدواج ، پر کردن مابقی چاله ی عمر است .

هرچه گشتم ، انگشت حیرت را میان انگشت هایم نیافتم .

رفتم سوء پیشینه بگیرم ، تشخیص سوء تغذیه دادند .

« سارا » ی این زمانه ، عاشق « دارا » می شود .

بازیگر جوان تئاتر ، پا به « سن » گذاشت .

برق سکه های مهریه ، چراغ خانواده را خاموش کرد .

بعضی از این سو ، بعضی از سوی چشمم افتاده اند .

به نظرم فست فود ، نوعی سلاح کشتار جمعی باشد .

بهار خواب خانه ام ، رو به زمستان باز می شود .

پناهنده گفت «از آب گذشته» است.

سایه در آرزوی دیدار تنبل پیر شد.

شیشه گفت شجره اش به شیشه ی مشجر بر می گردد.

صبور ترین تله موش ، تله موش تاریخ است.

الفبای هیچ خطی ، حرف مفت ندارد.

شیشه بر متهم به داشتن خرده شیشه شد.

مرد زیر آبی می رفت ، همسرش زیرآبش را کشید.

موتور جوش برای ادامه ی حیات ، جوش می زند.

گرانی ، نان را از رشادت و برنج را از قد انداخت.

برای هم می زدند ، هریک با سازی جدا.

خانه ی سالمندان ، موزه ی عمر است.

آینه ی عقیم ، شکلک در نمی آورد.

آگهی ترحیم ، بوی حلوا می دهد.

مرگ در قبرستان پا به ماه می شود.

کشتارگاه هم ، پخش زنده دارد.

بی کله را دست به سر کردم.

دشت ، بر آسمان تشنه بارید.

مرگ ، ته نوشت عمر است.

كودك خيالم را ، از  شير گرفتم.

سيم آخر ، صدای خوشی ندارد.

تا «آن روي  ِ سكه» ، راهی نیست.

ماشین «بی باک» ، مفت نمی ارزد.

زلزله ، کابل برگردان خط زندگی است.

هنجار بوی نا گرفت ، ناهنجار متولد شد.

ديدنيترين روي سكه ، روي دیگر آن است.

دکان جنگل را با بریدن درختانش تخته کردند.

صاحب خانه ای جواب کرد ، پیاده رو پذیرش کرد.

عاشق تفنگي هستم كه با بوي باروت غريبه است.

 

        بارمان همراه

منابع :

1 – گفت و گوی نویسنده ی یادداشت حاضر ، با « حسین ناژفر » .

2 – دیباچه ی کتاب در دست انتشار « برای مردن عمری فرصت دارم » ، بارمان همراه .

 

دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)

 کاریکلماتورهایم در  سایت لوح

 
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 9:44 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد

1  - نابینا ، شاهد عینی شد.

2  - دشت بر آسمان تشنه بارید.

3  - ماه  ِ خطاط ، با خط بدر می نویسد.

4  - تولد پنجره ، مرگ تاريكي را نوید داد.

5  - آدم دو دل به پرواز زندگی نمی رسد.

6  - دود ترافیک توی چشم آسمان هم می رود.

7  - ترافیک سحر خیزترین راه زن خیابانی است.

8  - غرقاب ، خواب خشک سالی را آشفته کرد.

9  - سفر درخت با نبش قبر ریشه آغاز می شود.

10 - استاد حمامی قول داد «نمره» ی خوب بدهد.

11 - خمپاره سوت زنان آمد ، با خود دست و پا برد.

12 - قطره هاي تاريك حسرت ، قاب خاطراتم را مكدر كرده اند.

 13 - سرطانی را شیمی درمانی و فیزیک افتاده را فیزیک درمانی می کنند.

14 - نیمی ازعمر بهار، به صحافی گل برگ های گل سرخ می گذرد.

15 - به کسبه ی محترم آزادی قیمت را تبریک عرض می نمایم.

 16 - توی دفتر ازدواج و طلاق نوشته بود: خطر سقوط در چاه.

17 - فیلم رادیو لوژی برای نرم تنان فیلم طنز است.

18 - به احترام فردا ، کار امروز را به فردا انداخت.

19 - درخت بارور ، پاییز پا به ماه می شود.

20 - پایانه جان می دهد برای آغاز سفر.

دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)

 کاریکلماتورهایم در  سایت لوح

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ساعت 9:30 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات