کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس

دل نوشته های حسین ناژفر                                                                             

بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد

1  - پناهنده گفت از آب گذشته است.

2 - عاشق طاس مو شکاف هستم.

3  - بعضی از پیرها ،آلزایمر بخیر می شوند.

4  - درخت با چتر سوراخ به دیدار باران می رود.

5  - لطیف ترین شاهدی که دیدم ، دم روباه بود.

6  - خاصیت ازدواج ، پر کردن مابقی چاله ی عمر است.

7  - هرچه گشتم ، انگشت حیرت را میان انگشت هایم نیافتم.

8  - رفتم سوء پیشینه بگیرم ، تشخیص سوء تغذیه دادند.

9  - مرد زیر آبی می رفت ، همسرش زیرآبش را کشید.

10 - موتور جوش برای ادامه ی حیات ، جوش می زند.

11 - گرانی ، نان را از رشادت و برنج را از قد انداخت.

12 - شیشه بر متهم به داشتن خرده شیشه شد.

13 - برای هم می زدند ، هریک با سازی جدا.

14 - خانه ی سالمندان ، موزه ی عمر است.

15 - آینه ی عقیم ، شکلک در نمی آورد.

16 - آگهی ترحیم ، بوی حلوا می دهد.

17 - مرگ در قبرستان پا به ماه می شود.

18 - کشتارگاه هم ، پخش زنده دارد.

19 - بی کله را دست به سر کردم.

20 - دشت ، بر آسمان تشنه بارید.

دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)

نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ساعت 9:44 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات