بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد
باغبان باغ وحش شیر را باز کرد و درخت را آبیاری کرد.
بیمار پا از دست داده در صف بیماران سرپایی بود.
بی کله از حمله ی مغزی معاف شد.
دیابت ، قند دان تلخ زندگی است.
آچار فرانسه چینی از آب در آمد.
کله پز هم سرشماری می کند.
مدافع حقوق بشر فوروارد از آب در آمد.
بدحجاب ترین شاعر ، باباطاهر عریان بود.
شکر آب ، تلخ ترین رابطه ی آدم ها است.
شاید مقدس ترین خط ، خط میان گندم باشد.
«سگ دو» ، ارزان ترین رشته ی ورزشی است.
قورباغه ابوعطا خواند ، سر مردم به گرانی گرم شد.
عده ای بچاپ بچاپ را رشد صنعت چاپ می دانند.
آلودگی هوا ، برف شادی را جایگزین برف می کند.
دیوار نوشته ی توالت ، بوی عطر آزادی می داد.
از تلخی دیابت ، پول شیرینی نصیب دکتر شد.
برای شب اول قبر تدارک فشار سنج دیده ام.
گورستان ، کمپ ترک اعتیاد زندگی است.
برای مبازره با گرانی ، خودخوری می کرد.
آشنایی راننده ها بر حسب «تصادف» بود.
شکم با تنقیه از بی کاری در آمد.
کاریکلماتورهایم در سایت تبیان
کاریکلماتورهایم در سایت لوح
بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد
مار پزشک شد ، نیش دارو تجویز کرد.
زمستان و کلاه بردار در مسیر مخالف می تازند.
کله پز چشم گذاشت ، مشتری ها قایم شدند.
عده ای بچاپ بچاپ را رشد صنعت چاپ می دانند.
بیمار پا از دست داده در صف بیماران سرپایی بود.
برای سپردن سر ، دنبال جای خاطر جمع می گشت.
باغبان باغ وحش شیر را باز کرد و درخت را آبیاری کرد.
زالوی ناتوان گفت دست اهدا کنندگان خون را می بوسد.
در آتش سوزی مدرسه ی پسرانه ، آتش دامن همه را گرفت.
جدول مندلیف ، جدول کلمات متقاطع از پیش حل شده است.
پروستات ، شتری بود که در خانه ی پیرمرد خوابید.
یکی بیدار و یکی بادار عزراییل را ملاقات می کند.
از تلخی دیابت ، پول شیرینی نصیب دکتر شد.
ماری که در آستین پروردم به من نیشخند زد.
فاصله ی عرض بنده با ارز صراف بسیار است.
آشنایی راننده ها بر حسب «تصادف» بود.
خشک سالی دهان کویر را هم باز کرد.
بی کله از حمله ی مغزی معاف شد.
دیابت ، قند دان تلخ زندگی است.
آچار فرانسه چینی از آب در آمد.
گربه از ترس ، سگ لرز می زد.
کاریکلماتورهایم در سایت لوح
دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)
