کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس

دل نوشته های حسین ناژفر                                                                             

بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد

1  - بي سواد ، دستم را خواند.

2  - «ها» بخاری پرتابل فقیر بود.

3  - فقر ، دهان کفش را هم باز کرد.

4  - «بریل» ، خط دست اندازها است. 

5  - عرق حلال می خورد پیراهن کارگر.

6  - عرب عاقل را مجنون صدا می کردند.

7  - نوزاد ، «شیرفهم»ترین موجود است.

8  - این هم شعار حزب باد : هرچه بادا باد.

9  - خط لب ، دارای شیرین ترین الفباست.

10 - «اویار سلام» ، مودب ترین علف مزرعه بود.**

11 -  کشف حجاب ، کلاه سر خانم ها گذاشت.

12 -  داس دست کشاورز بود و شهرتش از آن ِ بیل گیتز.

13 - هنگام تحصیل ، بهترین نمره را از استاد حمامی گرفتم.

14 - ساعت عمرم را با چین و چروک صورتم تنظيم می کنم.

15 - هزار چاقوی بی دسته ساخت ، چاقو ساز صلح طلب.

16 - دست  ِ به زن داشت مردی که هیچ نداشت.

17 - کلاه بردار ، سر جا لباسی هم کلاه گذاشت.

18 - زمستان فصل عرق گیری پنجره ها است.

19 - دکتر برای زندانی ، داروی آزادتجویز کرد.

20 - تیک تاک ، صدای پای ثانیه ها است.

21 - فقر ، دامن فحشا را بالا زد.

** اویار به معنای میراب - اویار سلام علفی هرز و زود رشد است که اغلب در مزارع برنج می روید ، کشاورز عصر وجین می کند و صبح که بر می گردد رشد کرده )

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 9:9 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات