کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس

دل نوشته های حسین ناژفر                                                                             

بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد


1 - مرگ ، ته نوشت عمر است.

2 - كودك خيالم را ، از  شير گرفتم.

3 - سيم  ِ آخر ، صدای خوشی ندارد.

4 - تا «آن روي  ِ سكه» ، راهی نیست.

5 - ماشین «بی باک» ، مفت نمی ارزد.

6 - زلزله ، کابل برگردان خط زندگی است.

7 - هنجار بوی نا گرفت ، ناهنجار متولد شد.

8 - ديدني‎ترين روي سكه ، روي دیگر آن است.

9 - دکان جنگل را با بریدن درختانش تخته کردند.

10- صاحب خانه ای جواب کرد ، پیاده رو پذیرش کرد.

11- «سایت غنی سازی» ، دهان فقیر را آب انداخت.

12- عاشق تفنگي هستم كه با بوي باروت غريبه است.

13- فقیر هم مانند بنای خشتی از فقر آهن رنج می برد.

14- بهترین «مدافع حقوق بشر» در نوک حمله بازی می کند.

15- گاهی برای ایجاد اختلافات ، انتخابات راه می اندازند.

16- در كارگاه ِ خم كاري ِ زمانه ، فقط كمر خم مي كنند.

17- سنگ قلاب ، فنی ترین شیوه ی فرافکنی است.

18- گربه ماهي ، از ترس خودش شب نمی خوابد.

19- بساز و بفروش اهل «تبادل ارضی» است.

20- آزمون مرگ ، بدون کنکور انجام می شود.

21- حاشیه ، امن ترین محل زندگی است.

22- یکی جیب دوخت و یکی جیب بُر شد.

23- تنها آرزويم ، انقراض «خط فقر» است.

24- سايه‎ام ، سينه‎خيز تعقيبم ‎مي‎ كند.

25- هوادار ، بی هوا به دام افتاد .

26- چرای گوسفند پاسخ ندارد.

دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱ساعت 9:57 توسط حسین ناژفر |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات