کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس
دل نوشته های حسین ناژفر
1 - بکش تا زنده بمانی شعار سلاخ است. 2 - تابلوی شنا ممنوع ، ماهی را دل خور کرد. 3 - خِشتَک عده ای
، قربانی گام بلند می شود. 4 - روی ماهت را گرفته بودی ، نماز آیات خواندم. 5 - در کاسه ی داغ تر از آش هیچ
آشی سرد نمی شود. 6 - باد
مساعد وزید ، هوادار حزب باد مشغول باد تنی شد. 7 - مرغوب ترین نانی که می
شناسم ، نان شب است. 8 - آدم
ها برای لرزیدن به بید اقتدا می کنند. 9 - عاشق بیدی هستم که از باد
نمی لرزد. 10- زمان حال ، با حال ترین
زمان است. دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت
7:32 توسط حسین ناژفر| |
| Design By : Night Melody |

آنچه تا امروز گذشت...
در روایت ها آمده متولد 1334 تهران و مولود آخرین روزهای بهار هستم ، در خانوادهای
مذهبی ، هنرمند و کارگر پا به عرصه ی خاک نهاده ام ، از تولدم چیزی به خاطر ندارم ، مادرم می گفت تنی نحیف و سری بزرگ داشته ام ، بعد ها پی بردم از کله گندهها بودهام نه از بیکلهها ، البته داشتن کله هم مشکلات خاص خودش را دارد از جمله کلاه برداری و کلاه گذاری شیادان بر سر آدم.
چهارمین فرزند و دومین پسر خانواده ام ، زادهی تهران ، کوچهی سنگ کوب میدان امام حسین (فوزیه سابق) و بزرگ شده وحیدیه ایستگاه درختیام به همین خاطر مانند تمام پرندهها ، عاشق ایستگاه درختی ام.
ریاضت کشیده و ریاضت خوانده ی دبیرستان خوارزمی و کش رفته ی مدرک کارشناسی (برنامه ریزی گرایش کامپیوتر) از دانشگاه شهید بهشتی تهران هستم ، سال 59 وقتی از دانشگاه نجات یافتم عازم اجباری شدم ، با دو سال خدمت در زمان جنگ که برای من حاصلی جز اعصابی به هم ریخته و دفتر کوچکی از خاطرات و دل نوشتههایی به صورت شعر و کاریکلماتور به همراه نداشت ، هنگام خدمت نیز از حادثهای مرگبار گریختم که عزرائیل برای تداوم عذاب دنیوی بر شناسنامهام مهر تمدید اعتبار زد.
سال 63 سال اجباری دوم من یعنی کار بود که از آن روز تا کنون تقریبا تمام عمرم به برنامه نویسی و طراحی سیستم و شبکه های کامپیوتری و حفظ و نگهداری سخت افزار و نوشتن عجولانه ی دل نوشته هایم گذشته ، برنامه نویسی که هرگز نتوانست برای آسایش خود و خانواده اش برنامه ای بنویسد ، مدام کار و تلاش ، در زندگی بسیار جان کندهام به همین دلیل هنگام مرگ جانی برای تحویل به عزرائیل ندارم.
از سال 84 به اصرار برادر کوچک ترم بطور جدی و مستمر می نویسم و شاید اگر تشویق او نبود من هرگز دل به نشر رسمی دل نوشته هایم نمی دادم ، نوشته هایی که اولین بار با تشویق و حمایت آقای مهندس رضا امیر خانی سردبیر وقت سایت لوح در بخش طنز تحت عنوان «کاری لوح ماتور» منتشر شد و تا امروز نیز ادامه دارد.
پس از ورود جدی تر به محیط مجازی با راه اندازی وبلاگ «کاریکلماتورهای تلخ و شیرین گاهی ملس » و سپس سایتی با همین نام به نشر الکترونیک آثارم پرداختم ، سایت و وبلاگم فقط به منظور نشر کاریکلماتور راه اندازی شده اند.
در زمینه نشر کاغذی نیز چند شماره با روزنامه شهر آرا (نشر در مشهد) و سپس چند شماره در روزنامه قدس خراسان و یک شماره در ماهنامه گل آقا و چندین شماره در مجله پیوند (نشریه ماهنامه آموزش و پرورش ) و از سال 89 در روزنامه آفرینش(بخش اجتماعی شاپرک) در ستونی به نام کاریکلماتور بطور مستمر آثارم به چاپ می رسد ، از سال 90 با مجله ی طنز دوهفته نامه کشیده مربوط به روزنامه آفرینش در زمینه کاریکلماتور و همچنین چند شماره با مجله طنز بچه مشد (نشر در خراسان) همکاری نموده ام و بسیاری از دل نوشته هایم حتی بدون خبر و مجوز در سایت ها و نشریات به چاپ رسیده است.
هم اکنون کارمند سادهای هستم که در تهران عمر می گذرانم ، سال های سال است که از توبرهی همت و تفکر و اندیشهام نان خورده و می خورم.
عاشق آدم ها هستم ، صمیمانه به انسان و انسانیت عشق می ورزم ، به خاطر انسان ها نفس می کشم ، مرگ را آخرین تکیه گاه زندگی می دانم اگر چه هر تولد فرصت زندگی را از مرگ می گیرد ، هر روز با طلوع خورشید زاده می شوم و مرگ در زندگی ام هرگز جایی ندارد.
در روایت ها آمده متولد 1334 تهران و مولود آخرین روزهای بهار هستم ، در خانوادهای
مذهبی ، هنرمند و کارگر پا به عرصه ی خاک نهاده ام ، از تولدم چیزی به خاطر ندارم ، مادرم می گفت تنی نحیف و سری بزرگ داشته ام ، بعد ها پی بردم از کله گندهها بودهام نه از بیکلهها ، البته داشتن کله هم مشکلات خاص خودش را دارد از جمله کلاه برداری و کلاه گذاری شیادان بر سر آدم.
چهارمین فرزند و دومین پسر خانواده ام ، زادهی تهران ، کوچهی سنگ کوب میدان امام حسین (فوزیه سابق) و بزرگ شده وحیدیه ایستگاه درختیام به همین خاطر مانند تمام پرندهها ، عاشق ایستگاه درختی ام.
ریاضت کشیده و ریاضت خوانده ی دبیرستان خوارزمی و کش رفته ی مدرک کارشناسی (برنامه ریزی گرایش کامپیوتر) از دانشگاه شهید بهشتی تهران هستم ، سال 59 وقتی از دانشگاه نجات یافتم عازم اجباری شدم ، با دو سال خدمت در زمان جنگ که برای من حاصلی جز اعصابی به هم ریخته و دفتر کوچکی از خاطرات و دل نوشتههایی به صورت شعر و کاریکلماتور به همراه نداشت ، هنگام خدمت نیز از حادثهای مرگبار گریختم که عزرائیل برای تداوم عذاب دنیوی بر شناسنامهام مهر تمدید اعتبار زد.
سال 63 سال اجباری دوم من یعنی کار بود که از آن روز تا کنون تقریبا تمام عمرم به برنامه نویسی و طراحی سیستم و شبکه های کامپیوتری و حفظ و نگهداری سخت افزار و نوشتن عجولانه ی دل نوشته هایم گذشته ، برنامه نویسی که هرگز نتوانست برای آسایش خود و خانواده اش برنامه ای بنویسد ، مدام کار و تلاش ، در زندگی بسیار جان کندهام به همین دلیل هنگام مرگ جانی برای تحویل به عزرائیل ندارم.
از سال 84 به اصرار برادر کوچک ترم بطور جدی و مستمر می نویسم و شاید اگر تشویق او نبود من هرگز دل به نشر رسمی دل نوشته هایم نمی دادم ، نوشته هایی که اولین بار با تشویق و حمایت آقای مهندس رضا امیر خانی سردبیر وقت سایت لوح در بخش طنز تحت عنوان «کاری لوح ماتور» منتشر شد و تا امروز نیز ادامه دارد.
پس از ورود جدی تر به محیط مجازی با راه اندازی وبلاگ «کاریکلماتورهای تلخ و شیرین گاهی ملس » و سپس سایتی با همین نام به نشر الکترونیک آثارم پرداختم ، سایت و وبلاگم فقط به منظور نشر کاریکلماتور راه اندازی شده اند.
در زمینه نشر کاغذی نیز چند شماره با روزنامه شهر آرا (نشر در مشهد) و سپس چند شماره در روزنامه قدس خراسان و یک شماره در ماهنامه گل آقا و چندین شماره در مجله پیوند (نشریه ماهنامه آموزش و پرورش ) و از سال 89 در روزنامه آفرینش(بخش اجتماعی شاپرک) در ستونی به نام کاریکلماتور بطور مستمر آثارم به چاپ می رسد ، از سال 90 با مجله ی طنز دوهفته نامه کشیده مربوط به روزنامه آفرینش در زمینه کاریکلماتور و همچنین چند شماره با مجله طنز بچه مشد (نشر در خراسان) همکاری نموده ام و بسیاری از دل نوشته هایم حتی بدون خبر و مجوز در سایت ها و نشریات به چاپ رسیده است.
هم اکنون کارمند سادهای هستم که در تهران عمر می گذرانم ، سال های سال است که از توبرهی همت و تفکر و اندیشهام نان خورده و می خورم.
عاشق آدم ها هستم ، صمیمانه به انسان و انسانیت عشق می ورزم ، به خاطر انسان ها نفس می کشم ، مرگ را آخرین تکیه گاه زندگی می دانم اگر چه هر تولد فرصت زندگی را از مرگ می گیرد ، هر روز با طلوع خورشید زاده می شوم و مرگ در زندگی ام هرگز جایی ندارد.
پیوندهای روزانه
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- کـــاریـــکلــــماتــــــــور
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
- کاریکلماتور ناب - امیر تنها
- کاریکلماتور - مهدی فرج الهی
- کاریکلماتور و حمید رضا کنگیا
- نو - روح الله کرهانی شیرازی
- کاریکلماتورهای سوده عباسی سرداری
- کاریکلماتور - کوروش فروهر
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- شعـر و داستـان طنــــــــز
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- طنزشگاه آغو - علی اصغر نجفی
- خالو راشد - راشد انصاری
- نقاب خنده - ذوالفقاری
- بوالفضول الشعرا -سعید سلیمان پور ارومی
- بی بی گل - رویا صدر
- تنظ نوشته های ارژنگ حاتمی
- به هیچ عنوان - مهدی استاد احمد
- به این ترتیب - امید مهدی نژاد
- آدم حرفی - فاضل ترکمن
- دو استکان رباعی - علی مظفر
- طناز مومنی - اشعار طنز
- یک کلوخ چشم دار - مرتضی رشیدی
- بلبل زبونی - روح الله احمدی
- سرزمین کوچکم - روح الله احمدی
- طنزنوشت های یک سفیر - سامان فیروزی
- رد پــــا - معصومه پاکروان
- توپخانه طنز و فکاهی افشین گلکار
- پلخمون
- فرياد با فركانس بالاتر از 20000 هرتز
- سایت رسمی خانم نسیم امیری
- ابوالفضل زرویی نصرآباد
- دریچه - جلال رفیع
- با مردم زمانه سلامی و والسلام...
- طنزستان آق دایی
- اشک های زیر صفر - مهدی عسکری
- وبلاگ خلیل جوادی
- نافذ - خانم اطهری
- گاو......خر.....است - نیما برگشادی
- برادرانه - احسان آهنی
- طنزدونی
- تحت این عنوان ... - دلیلی صالح
- تراوشات کودکی سکته ای در اینترنت
- چیز نویس
- طنزسرایه های گاز اشک آور - مجید رحمانی
- خاگینه - محمد رازقی
- طنز کتابداری
- قرصهای ترک افزایش لاغری اعتیاددکترآرش! - آرش فرهنگ پژوه
- مهبان - سهیل نصرتی
- کارگاه نمد مالی
- طنزنوشته های کلپاسه
- طنزهای زهرا دُرِّی " پاییز "
- سایه روشن - پژمان
- دردهای خاکستری
- باران می بارد...
- پریشان گویی های فلان بن هیچکس
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- کــاریکــاتــور ، گــرافیــک و عکاسی
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- برای دل خودم - سید محمود جوادی
- ویلاگ نیمه شخصی جواد علیزاده
- خانوم تصویر گر - خانم معتمد
- تلخندستان - کاریکاتورهای علی شافعی
- قصه من و مـــــداد رنگی هام - علیرضا مقدم فر
- آلاچیـــق - یاسر مهاجرانی
- طرح های ابوکورش - محمد صالح رزم حسینی
- علیرضا کارتون - علیرضا نصرتی
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- شعـر ، تــــــرانه و داستــــان
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- شعر های مردود، عاشقانه های برگشت خورده - رهام رها
- علی جهانگیری
- در حوالی این کوچه ها - الهام کریمی
- شعرهایم تا مرگ فاصله ای نیست- معین الدینی
- فرشته مهر - میترا اقدسی
- بی رنگی - مصطفی علیزاده
- آن سوی شب ... - خانم مسکنی
- مجله ادبی سکستانت - منصور اعلمی فر
- صدای پای آب - وحید رونق(امید)
- داستانک - حجت حصاری
- کرم کتاب
- درياي بيـكران - عباس گندمی
- یاس - مریم
- شاعر دی ماه - نگار جمشید نژاد
- انسانم آرزوست - مهدی
- من از پایان نمی ترسم - سوده
- مطالب جالب+سرگرمي+مذهبي - سعید تقی زاده
- غزل قهوه - خانم پاکدل
- دانشجویان پیام نور شال
- گذر از ناسوت - فاطمه صمدی
- لحظه پروانگی - فرزانه جعفری
- بگو در ماه خاکم کنند - فراز بهزادی
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- وبلاگ ادبــــــی
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- نشریه تخصصی یانوس
- وبلاگ های ادبی
- يادداشت هاي اهور - منصوره اشرافی
- شعر امروز
- پرتال آهـــــو
- موسسه گل آقا
- ماهنامه اينترنتي كافه طنز
- کارگاه تخصصی نقد ادبی - سالار عبدی
- مهربانتر از برگ – بیدارتر از ستاره - رامین شمشیری
- قالب هاي نايت ملودي
